محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1700

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

باز لشكر سالار منهزم و در حصار شهر متحصّن شدند به‌طورى كه ديگر قدرت بيرون آمدن از شهر و با لشكر حسام السلطنه رزم كردن براى آنها نماند ولى از بالاى باره و برج به واسطهء توپ و تفنگ معارضتى مىكردند و گاه‌گاهى انتهاز فرصتى نموده بر سنگرها يورش مىآوردند و حاصلى جز انهزام نمىيافتند . هم از دار الخلافه حاجى يوسف خان سرتيپ فوج قراداغى ، و توكّل خان با فوج خمسه ، و چهارصد نفر سوار كليائى ، و پانصد بار قورخانه و سه عرّاده توپ به اردو ملحق شد و به حكم و الا بر عدد و استحكام سنگرها افزودند و از آن طرف باز سالار جرى به جنگ شده همه روزه با پسرش امير اصلان خان بيرون آمده با لشكر فيروزى اثر محاربه مىنمودند و زياده از دويست نوبت با سپاه منصور كارزار شده بود كه امتداد آن از وقت صبح تا هنگام شام مىبود - در اين ايّام اسكندر خان قاجار از اردوى خراسان به دار الخلافه احضار و محمّد ناصر خان دولو ( ظهير الدوله ) به سردارى سپاه خراسان مأمور شد - بالجمله در تمام اين سال سپاه نصرت‌پناه و غازيان دولت مشغول محاربه با سالار و محاصرهء شهر مشهد مقدّس بودند تا عرصه بر اهالى شهر تنگ و دلها از طول مدّت محاربه و محاصره ملول گرديد . و عمده سبب اين تراخى و طول زمان اين بود كه غازيان دولت نمىخواستند به واسطهء يك نفس شرير سالار و اتباع مخصوص او كه از در طغيان و عصيان درآمده و باعث اين همه شر و فساد و تباهى حال عباد شده‌اند بيباكانه در تخريب شهر و مملكت و اتلاف نفوس محترمه و اهالى و رعيت كه در هرحال باز هر دو مملوك پادشاه و متعلّق به دولت بودند بكوشند . هم در اين سال ميرزا آقا خان نورى به لقب اعتماد الدوله ملقّب گرديد ، و ميرزا كاظم خان ولد معزى اليه به منصب استيفا نايل آمد - ميرزا محمّد حسين ولد ميرزا محمّد حسين عزب باشى به همين منصب نيز سرافراز شد - هم در اين سال در شهر تبريز شورشى در ميان عوام سكنه و اهالى برخاست و محمّد رضا خان فراهانى كه در اين وقت وزارت آذربايجان داشت به دستيارى چند نفر از علماى شهر آن غوغا را فرونشاند - نيز از وقايع اين سال رفتن عزيز خان آجودان‌باشى است به ايروان براى تهنيت ورود حضرت وليعهد دولت روس الكساندر دويم پسر مرحوم